تبلیغات
رمـــــان: novel_writer_afra-ebrahimi - مطالب ابر رمان ترسناک
 
رمـــــان: novel_writer_afra-ebrahimi
۞۩۞درگـــــیر آدمـــــها نبـــــاش ، دلگــــــــــیر مے شـــــوے... ۞۩۞
درباره وبلاگ


متولد1371افرا
نویسنده رمان هستم . تمام نوشته های من
در انجمن های رمان بصورت انلاین وجود دارند
اما در حال حاضر فایل ندارند .
هر گونه کپی از نوشته های حرام می باشد .

"لطفا حفظ حقوق را با ذکر نام رعایت کنید ."

■نظر و نقدی دارید با من در میان بگذارید و چنانچه مایل به خواند از چنل هستید در قسمت پیوندها ایدی کانال های رمان موجود است ■
((مطالب که در وبلاک قرار می گیرد : رمان ، داستان، شعر، دیالوگ،دلنوشته، عکسنوشته من .))
" مطالبی که نویسنده اش هستم زیرش قید می کنم . "

مدیر وبلاگ : افرا
نظرسنجی
از روند رمان ها راضی هستید؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
_1_ _100_ _99_ _26_ _101_ _200_ 102_
                                                               

رمان: قلمرو شیطان
ژانر: ترسناک نویسنده:afra 
ایدی تلگرام قلمرو:
http://telegram.me/Tars_agin: 
داستان از آنجایی شروع شد که برای اولین بار یک چیزی عجیب را زیر راه پله دیدم . همیشه فکر می کردم مادر بزرگم زن بدجنسـ ـیست که بخاطر تنهای و ساکت کردن من داستان های ترسناک تعریف می کند . اما من باور داشتم چیزهایی که می یبینم عادی نیستند و دیگران آن ها درک نمی کنند . شاید هم به قول پدرم از همین داستان های مادرش و قوه تخیل بالای من ، منشاء حرف های بی سر و ته ام است . بزرگتر که شدم چیزای بیشتری را دیدم انجا بود که فهمیدم یک آدم معمولی نیستم که فقط قوه تخیلش قوی است . برای همین مرز بین جن و انسان را شکستم می تونم بگویم اول کار اشتباه من ورود به گروه شیطان پرست ها بود . یک مدت بعد از اولین مراسم شیطان پرستی مادربزرگم به طرز وحشتناکی مرد..

undefined



■■ ادامه مطلب ■■


نوع مطلب :
برچسب ها : قلمرو شیطان، رمان ترسناک، افرا، رمان،
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 28 اسفند 1395
افرا
●•نام رمان:"قلمروه شیطان"

●•ژنرل:ترسناک_هیجانی

●•نویسنده:افرا_F:B

●•خلاصه:داستان از اونجایی شروع میشه که چندتا زوج که رابطه صمیمی ای باهم دارند برای گذروند تعطیلات تابستونی به یک کلبه خارج از شهر میرن وقتی به روستا که حوالی کلبه متوجه می شن چقدر اون منطقه ساکته به همین دلیل این موضوع دو نفر از گروه رو کنجکاو می کنه بعد از جویایی ماجرا شدن پیر زنی که اون حوالی زندگی می کنه به اونا حقایقی رو می گه و معتقد که اون کلبه شیطان زندگی می کنه و کسی نباید اونجا بره ولی از اونجایی که افراد گروه ادمای بی اعتقاد بودن؛ حرفای پیرزن رو بی محتوا می دونن و به اون کلبه میرن که متوجه میشن حرفاهای پیر زن آنقدرها هم خروفات نیست همین امر باعث میشه که....

آیا کسی زنده می مونه؟چه اتفاقاتی در انتظار این جوانا ست؟



نوع مطلب :
برچسب ها : ترسناک، جن و روح، رمان ترسناک، افرا، قلمروه، شیطان، قلمروه شیطان،
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 24 مهر 1395
افرا